بانوی سرخپوش از کريس دی برگ

lady in red از آلبوم Into the light

 اجراي عاشقانه  

  اجراي اصلی     

I've never seen you looking for lovely as you did tonight,

هيچ گاه تو را مثل امشب اين چنين دوست داشتني نديده ام !

I've never seen you shine so bright !

هيچ گاه ترا اينچنين شاداب نديده ام !!!!!!

I've never seen so many men ask you if you wanted to dance,

هيچ گاه نديده بودم كه اين همه از تو تقاضاي رقص كرده باشند

They're looking for a little romance , given half a chance...

با كمترين اميد در پي اندكي عشق (از جانب تو ) هستند.

And I've never see that dress you're wearing.

و هيچ گاه لباسي را كه به تن داري نديده بودم

or the highlights in your hair that cache your eyes, I HAVE BEEN BLIND!!!!!

يا رقص چشم نواز رنگها را در موهايت ... من تا به حال كور بودم !!!!

The Lady in red is dancing with me ,cheek to cheek, there's no body here,

بانوي سرخپوش با من چهره به چهره ميرقصد.كسي اينجا نيست

It's just you and me, it's where I wanna be, But I hardly Know this beauty by my side!!!!

تنها من و توايم ، اين همان جائي است كه من ميخواهم باشم ، باورم نميشود كه تو به اين زيبائي در كنار مني.

I'll never forget the way you look tonight,

طرز نگاه امشب تو را هرگز از ياد نخواهم برد!

I've never seen you looking so gorgeous as you did to night,

هيچگاه مثل امشب محشر نبودي

 I've never seen you shine so bright . YOU WERE AMAZING

هيچگاه تو را اينچنين شاداب نديده بودم ، فوق العاده اي (wow)

I've never seen so many people want to be there by your side,

هيچگاه نديده بودم كه مردم بخواهند در كنار تو باشند

And when you turned to me and smiled, it took my breath away

وآنگاه كه(با وجود اين همه درخواست) به سوي من برگشتي و به من لبخند زدي نفس در سينه ام حبس شد

And I have never had such a feeling, such a feeling of complete and utter love as I do tonight

هرگز چنين احساسي نداشته ام ، چنين حس عشق ناب و كاملي چون امشب!!!

LADY IN RED IS DANCING WITH ME ..........

  
نویسنده : کتکله ; ساعت ٦:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۸ تیر ،۱۳۸٢

3 پيشنهاد

سلام.در ادامه تنبل بازی های من امروز هم حال مطلب جديد نداشتم ولی بجاش ۳ تا پيشنهاد داشتم :

اول اينکه هيچ وقت مثل من ۲۰ تا وبلاگ رو با هم باز نکنيد و شروع نکنيد به پيام گذاشتن .چون ديروز من اين کار فکر کنم حدود ۳۰ تا وبلاگی پيام داده بودم که رسيدم به وبلاگ سر به هوا . اين وبلاگ بالاش عنوان نداره من هم نفهميدم کجا اومدم .ديدم نوشته "چرت و پرت " ٬من هم نوشتم عجب وبلاگ چرت و پرتی داری .نگو چرت و پرت عنوان متن بوده نه وبلاگ

دوم اين bravenet ديگه سرويس مجانی از جمله counter نميده .کلی depress  بودم که اين امير گفت برو و ازstatcounter سرويس بگير. يه نمونه اش رو اين بغل می تونين ببينين .امکانات توپ.رنگ متن و زمينه رو می شه عوض کرد

سوم اين محمد که زمانی تحت نام چکش با من بيل می خورد تو وبلاگش آهنگ و متن و ترجمه آواز lady in red از chris de burgh رو زده اجرای عاشقانه اش رو حتما گوش بدين .

                        

 

 

  
نویسنده : کتکله ; ساعت ٥:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ تیر ،۱۳۸٢

همين جوری يه چيزی نوشتم

سلام از اينکه اين هفته تنبل بازی درآوردم و آپديت نکردم معذرت می خوام آخه تازه تابستون من شروع شده بود.البته ۳ هفته است که امتحان ها تموم شده ولی هفته اول پروژه اسمبلی داشتم دومی ساختمان داده ها و هفته سوم هم پروژه يکی از بچه های ۸۱ ای.خلاصه ....

از اين همه لطفتون هم ممنونم .اين عکس رو قبلا همشهری چاپ کرده ولی خيلی باحاله :

از شما پنهون اين متن رو همين جوری واسه خالی نبودن عريضه نوشتم قول ميدم هر چه زودتر متن آهنگlady in red رو بنويسم با خود آهنگش يا اگه خوشتون نمياد بگین يه چيز ديگه مثلا love to see you cry از enrique رو بنويسم .

  
نویسنده : کتکله ; ساعت ٦:۳٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۳ تیر ،۱۳۸٢

عنوان نداره!

آقا این چه وضعیه تو وبلاگ بعضی از این دختر خانوم های محترم که میری سه خط شعر مشنگ نوشتن ، آخرش هم یه چیزی به مضامین دوستم دارم به اندازه یه سطل ماست و این حرف ها ، بعد که میری پیام ها رو می خونی میبینی 70 تا پیام گذاشتن (با خودت میگی دمش گرم وبلاگ پر طرفدار ) که 10 تایی از پیام ها  رو بقیه دختر خانوم ها گذاشتن و نوشتن " به به فلانی جون چقدر قشنگ بود و .... " و اما اون 60 تا پیام دیگه که گل پسر های قند عسل با اهداف سیاسی !!! نوشتن خیلی جالب تر میباشد! اومدن 4 تا 4 تا پیام گذاشتن و همین طور خودشون رو لوس کردن و از این جور به قول معروف قر اومدن ها.آخرش هم نوشتن بازم به  هم سر بزنیم و... (این جمله اخر رو خودم هم می نویسم) حالا اشکال نداره چون وبلاگ محیطی آزاده و هر کس هر چی می خواد میتونه بگه (مثل همین چرندیاتی که الان می نویسم !) ولی نامرد ها حداقل همون سه خط شعر رو  هفته ای یه بار آپدیت کنید خسته شدم از بس با هدف کاملا سیاسی اومدم وبلاگتون و دیدم هیچ خبری نیست.البته هیچ کدوم از وبلاگ هایی که من لینک کردم از این خواص ندارند.

حالا که اعصابتون درست حسابی خورد شد این چند خط رو بخونین :

توضیح اینکه ما بعد از کلی بیل خوردن فهمیدیم راز معروف شدن وبلاگ و زیاد شدن پیام ها اینه که نویسنده اش دختر باشه چون در این صورت بلافاصله 100 جا لینک میشه و از این جور مسایل .... ! ما هم تصمیم گرفتیم حالا که دختر نیستیم حداقل فمینیست (ضعیفه پرست!) باشیم به همین دلیل این چند تا جوک رو جمع کردیم :

----------------------------------------------------------------------

فرق شوهر كردن و سگ نگه داشتن چيه؟

سگ گند به فرشت ميزنه, مرد به زندگيت!

------------------------------------------------------------------------

- ببين خانوم, تو روزنامه نوشته كه مردها به طور متوسط در روز از پونزده هزار كلمه براي صحبت كردن استفاده ميكنند, ولي زنها از سي هزار كلمه. ديدي ثابت شد شما زنها بيشتر حرف ميزنين تا ما مردها؟
- هيچ هم همچين چيزي نيست. فوقش ثابت شده كه ما هر حرف رو بايد دو بار بزنيم تا توي مخ شماها فرو بره!
- ... ببخشيد چي گفتي؟

------------------------------------------------------------------------

بهترين انتقام از زني كه شوهرتون رو از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون بمونه!

-------------------------------------------------------------------------

- بهترين مدرك دروغ بودن قصه ها چيه؟
- شاهزاده افسانه اي هميشه خوش تيپ و باهوش و پولدار و مجرده!

------------------------------------------------------------------------

- به پنجاه تا مرد در ته اقيانوس چي ميگن؟
- يك شروع خوب!

------------------------------------------------------------------------

يه مرد متاهل تنهايي ميره مسافرت. وقتي برميگرده زنش ميپرسه:
- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده هزار دلار!

خوب معلومه كه حسابي دعواشون ميشه. خانمه ميگه حالا كه اينجور شد من هم تنها ميرم مسافرت. وقتي برميگرده شوهره ميپرسه:

- خوش گذشت؟
- عالي بود! خيلي كيف كردم!
- خوب حالا چقدر خرجت شد؟
- ده دلار!
- مگه ميشه؟
- چرا نميشه؟ شب اول ده دلار دادم يه نوشيدني دم بار خوردم, بعد با يه احمقي مثل تو آشنا شدم!

------------------------------------------------------------------------

فالگير: فردا شوهرتون ميميره!
زن: اينو كه خودم ميدونم. بهم بگو گير پليس ميفتم يا نه!

------------------------------------------------------------------------

- چرا روان درماني مردها كمتر از زنها طول ميكشه؟
- معمولا بايد در روان درماني به دوران كودكي بازگشت و مردها هميشه در همون دوران به سر ميبرند!

------------------------------------------------------------------------

- فرق بين يك مرد باهوش و هيولاي لاك نس چيه؟
- هيولاي لاك نس تا به حال چند بار ديده شده!

------------------------------------------------------------------------

- وقتي يه زن ميبينه كه شوهرش داره زيكزاك تو حياط ميدوه بايد چيكار كنه؟
- هيچي, بايد بهتر هدف بگيره و به شليك كردن ادامه بده!

------------------------------------------------------------------------

- به زني كه هميشه ميدونه شوهرش كجاست چي ميگن؟
- بيوه.

------------------------------------------------------------------------

-          چرا مردها از زنهاي خوشگل بيشتر از زنهاي باهوش خوششون مياد؟
- چون قدرت چشمهاشون بيشتر از قدرت مغزشونه!

شدیدا تقاضا دارم اگه ناراحت شدین محکم بیل بزنین شاید سرم بشکنه آدم بشم!

  
نویسنده : کتکله ; ساعت ٦:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸٢

کشيش جان


THE Brother John Chrise De Bergh : "Into the light" Album
برادر جان ( كشيش جان) كريس دي برگ از آلبوم به سوي روشنائي

ترانه برادر جان را بشنويد اجراي اصلي

Well brother john went down to the garden, on a long hot summer's day
يك روز گرم تابستان برادر جان ( كشيش جان) وارد باغ شد.

To Watch that girl, he would hide in the shadows, as she worked the time away.
وبراي ديدن آن دختر در سايه اي پنهان شد و دخترك همچنان اين پا و آن پا ميكرد.

With her long black hair and her eyes of fire, and the body to drive men crazy
با آن گيسوان سياه و بلند و چشمان آتشينش و اندامي كه هر مردي را ديوانه ميكرد.

It was on that day there would be a change, in the world of BROTHER JOHN!!!!!!!!
از همان روز بود كه زندگي برادر جان ( كشيش جان) دگرگون شد.

She felt his eyes & she walked up beside him, and she took him by her hand.....
دخترك متوجه نگاه كردن او شد و به سوي او رفت و دستان او را در دست گرفت

She said "brother john! IT'S SO HARD TO BE HOLEY, WOULD YOU LIKE TO BE A MAN?
دختر گفت : برادر جان ( كشيش جان) پاكدامني دشوار است !! نمي خواهي مثل يك مرد باشي؟؟

I will meet you to night at the monastery wall, if you're there we will find out together...
امشب تو را پشت ديوار صومعه خواهم ديد اگر آنجا بيائي ميتوانيم با هم باشيم....

AND THE DEVIL SAID" THERE'S A PLACE IN HELL, FOR THE SOUL OF BROTHER JOHN"!!!
و شيطان گفت : جايي در جهنم براي روح برادر جان ( كشيش جان) مقرر شده است...
Hallelujah!Temptation is here,it's not a dream any more, Hallelujah!It's finally here,I've been waiting
هله لويا، اين همان اغوا گري است ديگر خواب و خيال نيست بالاخره اتفاق افتاد و من در انتظار اين لحظه بودم!!

Well brother john lay tossing and turning, In his bed in the heat of the night.
برادر جان در آن شب پر حرارت در بسترش غلت ميزد
He heard his name & he went through the window, there she was in the clear moonlight!!!
و شنيد كه صدايش ميزنند و به سوي پنجره رفت ، دخترك در زير نور شفاف مهتاب ايستاده بود.
OH THE SINS OF THE FLASH ARE TOO MUCH DENY

از زير بار گناه شهوت ، شانه خالي كردن بسيار سخت است!!!
He was lost to her body forever

او خود را به اندام دخترك فروخته بود.
AND THE DEVIL LAUGHED AND ANGELS CRIED FOR THE SOUL OF BROTHER JOHN

شيطان خنده سر داد و فرشتگان براي روح برادر جان ( كشيش جان) گريه كردند !!


  
نویسنده : کتکله ; ساعت ٦:٠٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٢

سيب

و تو مي خنديدي
و نمي دانستي ،
من به چه دلهره از باغچه همسايه
سيب را دزديدم.

باغبان از پي من تند دويد،
سيب را دست تو ديد،
غضب آلوده به من کرد نگاه،
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتي و هنوز
سالهاست در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تکرار کنان
مي دهد آزارم
و من انديشه کنان غرق اين پندارم :

که چرا باغچه کوچک ما سيب نداشت.
( سروده حميد مصدق)

با عرض خسته نبا شيد و اين جور حرفها .بعضی از دوستان پيام گذاشته بودن يا آفلاين زده بودن که اين لينک ما رو به جای نوشته به صورت لوگو بزار.خواستم بگم که این کار رو کردم.ولی متاسفانه صفحه به دليل حجم زياد خيلی دير بالا مياد.به همين دليل چکش يه تصميم گرفت اون هم اينکه تا حالا به هرکی لينک به صورت لوگو داديم هيچ. ولی از اين به بعد فقط هرکی لوگو ی ما گذاشت تو وبلاگش ما هم لوگوی اون رو بزاريم.البته نميدونم اون موقعی که اين حرف رو زد چند تا بيل خورده بود و حالش خوب بود يا نه.شما بگين!   
نویسنده : کتکله ; ساعت ٦:٤٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ تیر ،۱۳۸٢

هک نکن بده! اوف ميشي!

سلام
اول اينکه شنيدم اين ساناز کچل هک شده .خواستم بگم اين کار ها خوبيت نداره ومن هم3 ماه پيش، يک بار اين امير رو هک کردم.البته روشش جالب بود :پسورد هاتميلش رو داشتم (براي کاري بهم داده بود)بعد رفتمsecret question اش رو عوض کردم.بعد که امير خودش پسورد رو عوض کرد.من هم رفتم دوباره پسورد رو عوض کردم.ولي اين کارها آخر و عاقبت نداره.همين ديروز که سوار تاکسي شدم به جاي 125 تومن ولخرجي کردم 130تومن دادم و اومدم بيرون که راننده گفت آقا بيا 5 تومنت رو بگير و يک عدد 5 تومني از پشت شيشه برداشت و کوبيد کف دستم .آخ جاتون خالي کاشکي 100 تا بيل ميخوردم ولي نمي گرفتم انقدر داغ بود که خدا ميدونه.

یکی هم گفته بود به جای بیل می تونه حتی با چاقو منو بزنه!خلاصه ببخشید داش شب بود سیبیلاتو ندیدیم!
دوم اينکه شما بگين با اين چکش فرنگي نامرد که ديگه مطلب نمينويسه چي کار کنم؟
اينم تقديم به پاچه خواران عزيز :


در ضمن هر کسی لینک خواسته بود بهش دادم.شما هم اگه دوست داشتين....
راستی يه جايزه خوب هم مال اولين کسی که تو خونه جديدمون پيام بزاره   
نویسنده : کتکله ; ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ تیر ،۱۳۸٢

تغيير قالب

سلام دوستان ! در حال تغییر قالب وبلاگ هستم . پس هر کس دوست داره بهش لینک بدم لطفا عنوان و آدرس وبلاگش رو برام پیغام بزاره.من چک نمی کنم ولی هر کی هم خدای نکرده حالش بد بود و یهو مرامش گل کرد بهم لینک بده.به هر حال من بدم نمیاد 4 تا 4 تا بیل بخورم ! این هدیه من به شما هم مبارکتون باشه .ایشالله صد سال باهاش کانکت شین!
در ضمن وقت تايپ متن جديد نداشتم يه متن از يه جايی کش رفتم .پيشاپيش از خواهران محترمه!(جای معلم ادبیات خالی به خاطر این لغت های عربی نمره انشا مون رو کم کنه) اگه تو اين متن بهشون بی احترامی ميشه معذرت ميخوام :
عنوان متن : نوشته های يک کودک نفهم!
--------------------------------------------------------------------------------------
<نام و نام خانوادگی : کاظم ترک زاده تبریزی> <کلاس : دبستان>
--------------------------------------------------------------------------------------

موضوع انشاء : ۱۳ نوروز را چگونه در کردید ؟

امسال سال نو خیلی مبارک بود زیرا در امسال پدرم ما را به شمـــال برده است !
اين بهترين مسافرتی است که پدرم ما را آورده است چـــون قبل از اين هيـــچوقت
ما را به مسافرت نبرده بود ! در راه شمال به ما خيـــلی خوش گذشــــــت ! ما در
راه خيلی چپ کرديم ! پدرم ميگفت من میپيچم ولی نمیدانم چرا جــاده نمیپيچه!
خواهرم یک بار دستش را از پنجره ماشین بیرون آورد تا پوست تخمـه اش را بریزد
و یک ترانزیت از کنار ماشین ما رد شد و دست خواهرم از بازو کنده شـــــــــد و ما
خیلی خندیدیم ! ما برای ناهار به اکبر جوجه رفتیم ! البته من خود اکـــــــــبر آقا را
ندیدم ولـــــــــــی پدرم که او را دیده است میگوید خیلی جوجه اسـت ! من خیلی
نوشــــــــابه خوردم و پدرم یک گوشه نگه داشت تا من با خیال راحت بشاشـم به
طبیعت ! در جاده خیلی برف آمده بود و ما برف بازی کردیم ! مـــــن با گوله برف به
پس کــــله پدرم زدم و او عصبانی شد و دست من را لای در ماشین گذاشـت و در
ماشین را محکم بست !
ما به متل قو رفتیم و سر یک میز نشستیم و پدرم قیلـون و چایی ســـفارش داد .
پدرم خیلی قشنگ قیلون میکشد . پدرم حتی در متل قـو هم از رژیمش دست بر
نمیدارد و درِ گوشی به همان پسره که قیلون آورد چیزی مـیگوید و یــــــک پارچ آب
سفارش میدهد ! پدرم عادت دارد نوشابه را با آب قاطی میکند !
کنار ما چند تا جوان نشسته اند و آواز میخوانند :
میخوام برم زن بگیرم ! پولامو بدم ان بگیرم ! گوجه بدم رب بگیرم و ...
پدرم با این شعر خیلی حال میکند ولی مادرم عصبانی میـشود و با پارچ آب پدرم
به صورت من میکوبد ! ما ۱۳ را در همانجا در کردیم البته پـدرم خیلی بیشتر از ما
در کرد ولی به هر حال به ما خیلی خوش گذشت و من خیلی کتک خوردم ...

  
نویسنده : کتکله ; ساعت ٥:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ تیر ،۱۳۸٢