بازگشت کتکله!!

خب بالاخره از ننوشتن خسته شدم و اومدم يه چيزی بنويسم اما نميدونم چی!
اين مدت که نبودم به اين خاطر بود که يه مدت داشتم شبکه می خوندم و امتحان داشتم .
بعدش يه کامپيوتر آوردن خونمون گفتن خرابه و ببين چشه ! اومدم قطعات خودم رو گذاشتم روی اون که يه دفعه ديدم کامپيوتر خودم هم داره رندم بوق ميزنه هر بار يه چيز يه بار گرافيک يه بار رم ... اون يکی هم که اصلن تعطيل بود... خلاصه دو هفته ای الاف شدم و بدون کامپيوتر بودم حالا تو اين مدت از کجا کانکت ميشدم ديگه بماند .اما بعدش هم که کارم درست شد ديگه حال وبلاگ نوشتن نداشتم....
از همه اين ها که بگذريم من بعضی وقتها با بچه های دانشگاه می رم دربند ولی این ترم سه تا استاد دارم که هر هفته تمرین میدن و باید حل کنم .به قول بچه ها نه تنها باید قرارهای کوه رو تعطیل کنم و کرکره رو بکشم پایین بلکه باید درش رو هم پلمب کنم

  
نویسنده : کتکله ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ مهر ،۱۳۸٢