اعتراضيه چکش فرنگی

بعد از مدت ها دوری از کتکله (!) ديشب بهم زنگ زد (حکماْ خيلی رو می خواتا) گفت تو نفس من بيدی ،‌ عشق من بيدی ، جان من بيدی و .... و کلی پاچخواری کرد و ما هم چيزی ورنپريده بيديم...
منم گفتم i love you و از اين حرفا ولی فايده نداشت .... کتکله شده بود طرفدار پروپاقرص سر آشپز و حکماً اصلاً خوشم نيومد ....

آخه سرآشپز من چه هيزم تری بهت فروخته بيدم که آشت خراب بشه؟
مگه گناه من چی بيده؟
آخه من چقدر بزنمت تو آدم نشی؟
کلاً يه دانه کتکله تو دنيا داشتم اونم که تو ازم گرفتی با اون نمکدونت(!)





آ‌ سد چکش فرنگی برره ای اصل و نسب دار

  
نویسنده : کتکله ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ اسفند ،۱۳۸۱