نمايشنامه‏‎ خفن

‏‎ در راستای تبلیغات زیبا و هنری تلوزیون ودر راستای این ضرب المثل که هر گردی گردو نیست حتی اگر از درخت گردو چیده شده باشد. به یک نمایشنامه کواته کوتاه توجه کنید:
صحنه کلاس درس و دانش آموزانی که از بس تلوزیون تماشا کرده اند چشمشان مثل وزغ آنگولایی بیرون زده است و بعضی در حال چرت زدن هستند و آموزگاری که از بس تا صبح مسافرکشی کرده کلاس را سر و ته می بیند.
آموزگار :بیژی حاضری به چند سوال تاریخی جواب بدی؟
بیژی : نه آقا ولی دوچرخه ام تلاشه.
معلم : چشمم روشن ! خجالت مجالت نمی کشی ؟ زود بگو خوانده ای یا نه؟
بیژی : آقا اجازه ! نخوانده ایم ولی دوچرخه مون تلاشه !
معلم : باز که پرت و پلا گفتی ببینم اسم همسر سوم ناصرالدین شاه چی بود؟
بیژی : آقا ما یادمون نیست دیشب شام چی خوردیم ولی خب ، حالا که اصرار می کنید دوچرخه مون تلاشه !
معلم : هپاتیت بگیری بچه ! با این حرف زدنت ! زود باش از کلاس برو بیرون !
( بیژی سرش را پایین می اندازد و از کلاس بیرون می رود)
معلم :( در حالت بین خفن و کفن ) اهه ! هر چی ما هیچی نمی گیم اینم هیچی نمیگه.
(مدیر مدرسه به کلاس می آید)
مدیر : این پسره بیژی باز هم درس نخوانده بود؟
معلم : نه ، ولی دوچرخه اش تلاش بود!!!


  
نویسنده : کتکله ; ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٤ اسفند ،۱۳۸۱