جواب جناب p c

جناب p c رو مطلب "ضدحال"چهارشنبه، 30 بهمن 1381 يه پيام گذاشته بودند که جوابشون رو به صورت زير عرض ميکنم(لطفا هر وقت جوابتون رو خوندین بگین پاکش کنم):
برای من مهم نیست که چه کسی پیام گذاشته و هرگز یک اعتراض به خودم رو پاک نمی کنم.اما یک سوال از شما داشتم : من کی و به چه کسي بی احترامی کردم که حالا یکی بیاد جواب بده ؟ شما هر شوخی ای خواستید بیاد رو وبلاگ خودم باهام بکنید اصلا هم ناراحت نمی شم.چون این جزئی از داشتن یک وبلاگه. اما اعتراض من به دوستی بود که به نام من به دیگرون چرت و پرت میگه .فکر نمی کنم شما این رو شوخی بدونید .(اگر میدونید اسمتون رو بگید ما هم از این شوخی ها بکنیم.) فکر بکنيد اگر سرکار خانم کارخانه فردا به من بگن اينه جواب دو سال تو يه دانشگاه درس خوندن ؟ و بپرسن اين چرنديات چيه که من گفتم ،( که مسلما چنين حقي رو دارند کما اينکه آقاي صحافي هم نسبت به پيامي که روي وبلاگ نمکدون گذاشته شده بود اعتراض کردند و اون پيام پاک شد ) آيا من ميتونم بگم کار من نبوده؟ اگه شما باشيد باور ميکنيد؟ مطمئناً همين الان هم ايشون باور نمي کنند چه برسه که اين کار بازم ادامه پيدا کنه.من فقط خواهش کردم قواعد بازي وبلاگ رو رعايت کنيم. شما فقط به دو پيام بنده و سرآشپز روي مطلب دوشنبه، 28 بهمن، 1381 وبلاگ نمکدون توجه کنيد فقط سه دقيقه فاصله دارند.آيا فکر نمي کنيد کار يک نفر بوده اند؟ بهر حال از پيامتون متشکرم فقط خواستم بگم مشکل از بي جنبگي من نيست ، دوستاني که شايد اصلا اونها رو هم نشناسم خواستند يه شوخي اي بکنند من هم ازشون خواستم ديگه ادامه ندهند.به اميد پيام هاي بعدي فعلا خداحافظ.

راستي يه پيام هم از فردي به نام gharibeh بود پرسيده بودند چرا تو جنگ تغيير موضع داده بودم اولا تو برره باد هر دقيقه از يه طرف مياد دوماً کدوم جنگ؟   
نویسنده : کتکله ; ساعت ٥:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸۱