حقوق بشريت

بشریت به دو نیمه نامساوی تقسیم شده ، یک نیمه اش مرد و یک نیمه اش نامرد که اصطلاحاً "زن" نامیده میشود.به دلیل اینکه این اصطلاح یک غلط مشهور است ما هم آن را به کار می بریم و اما حقوق نیمه دوم بشریت.

حق گریه کردن :
فرض کنید در یک روز بارانی ماشین می آید و آب را می پاشاند به لباس های روی بند ؛ زن حق دارد به این مناسبت گریه کند اما اصولا مرد چون نه بند دارد نه رخت ، حق گریه هم ندارد. فرض کنید مرد میزند در گوش زن ، زن حق دارد گریه کند و در این حالت مرد حق ندارد گریه کند.
فغرض کنید برادر نسبی مرد و شوهر خاله سببی زن مرده است ، زن حق دارد شیون کند ودیوار صوتی را بشکند ، مرد فقط حق دارد دسته گل ها را بگذارد در وانت.دیگر فرض نکنید چون این قسمت تمام شد.

حق اعتماد داشتن :
زن متواند این انتظار را داشته باشد که اگر سبزه را گره بزند، 24 ساعت بعد یک اتفاقی بیفتد.اما مرد حتی اگر درخت را هم گره بزند نباید چنین انتظاری داشته باشد.
زن میتواند در ته لیوان قهوه مشروح اخبار را ببیند اما مرد کور شود اگر چیزی ببیند. زن میتواند اعتقاد داشته باشدکه مرد یک موجود دست و پا گیر و عاطل و باطل است چرا که شوهر "قدسی خانوم" دی وی دی خریده است .
زن دیگر حق ندارد چون این قسمت تمام شد.

حق کار نکردن :
عیب است زشت است که زن کار کند ، اگر زن کار کند ، دیگر مرد به درد نمی خورد.مرد مانند اسب است اگر بار نبر و سوارش نشوند به چه درد می خورد ، حالا اگر زن ماشین بخرد ، اسب به چه دردش می خورد.فرض کنید زن در اداره کار می کند با این حساب می فهمد که پول را میشود بدون کار کردن در آورد بنابر این زن نمی تواند از این ضرب المثل استفاده کند که از صبح تا شب دارم جان می کنم.

حق طرفداری کردن :
زن میتواند از زن دیگری طرفداری کند اما مرد نمی تواند از مرد طرفداری کند چون برایش حرف در می آورند در عوض می تواند حامی حقوق زنان باشد حتی اگر سبیل داشته باشد و بدین ترتیب به جامعه مردان خیانت کند ، جالب است که در این صورت از ناحیه دیگر مردان لقب روشنفکر میگیرد.

و غیره :
مرد ها حق ندارند مادر زن باشند در حالی که این از حقوق عامه زنان است که چیزی است در حد حق وتو.

  
نویسنده : کتکله ; ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٩ اسفند ،۱۳۸۱