قلب

چکش فرنگی :
سلام
این مطلب رو امروز کتکله برام فرستاد :

ديروز صبح اومديم طبق اصل برره ای برای جمعه نون بربری بخريم .ما که تو ماشين حواسمون نبود از ۴ راه رد شديم و تازه ۴ راه بعدی يادمون اومد بايد پياده شيم.تو همون خماری داشتم بر ميگشتم که یه پرایدی شروع کرد بوق زدن . خلاصه بعد از باز کردن چشمان مبارک دیدم هادی( از رفیق فابریک های من و چکش ) راننده پرایده . اونم لطف کرد دنده عقب یه دو کیلومتری منو برد.به قول یکی وووووووووووووووو .ولی خودمونیم چکش جون نه ماشینش به پژو دویست و خورده ای تو می رسید نه دنده عقب رفتنش مثل تو بود. خلاصه نون که خریدیم ولی موقع برگشتن داشتم می دویدم که یهو قلبم تير کشيد.نمی دونم از دست اين هادی بود يا اين بلايی که تو سرم مي آری.باز دمت گرم وسرت خوش که اين لينک و گذاشتی و يه جورهايی ضايع نکردی ما رو. ولی امروز تا ساعت ۶ دنبال دکتر قلب و این چیز ها بودم.یه نوار قلب خوشگل هم گرفتم. شاید هم این تقاص اون بلاااااااااایی که سرت آوردم. به هر حال :
قرارمون یادت نره خیلی دلم تنگه برات .....قلبم رو وردارو برو مال خودت مال چشات
پسورد رو وردار و بیار آفتابی شو به خاطرم........قرارمون یادت نره دیر نکنی منتظرم




چکش فرنگی :
کتکله مگه تو هم دور زده میشی؟ اصلا مگه قابل دور زده شدن هستی؟ تو یکی من و اینجا بد بخت کردی خودت میدونی چه بلایی سرم آوردی.ولی باشه این هم بگذرد. فعلا سلامت
  
نویسنده : کتکله ; ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸۱