يار دبستانی من

سلام
از بس بعضی ها گیر دادن بالاخره این آهنگ روی وبلاگ رو عوض کردم.اگه خواستین برین گوش بدین قشنگه.
در ضمن دیدم بازی هم باشه دیگه وقت تموم شدنشه ، وضعیت لینک ها رو به همون حالت اول در آوردم.
و اما بعد...
پنجشنبه از نمایشگاه که برگشتیم ( که خود رفتنش و دنبال این و اون گشتن هاش خودش یه عالمی داره و یه مطلب اساسی میشه) خیلی دلم تنگ شده بود.
یاد علیرضا افتادم . رفیق فابریک دبستان ، راهنمایی و دبیرستان . چند وقت پیش برای همیشه رفت کانادا.
یاد محمد افتادم و شبی که تا صبح لب دریا تو خزرشهر قدم زدیم و یاد بلایی افتادم که سرش آوردم دلم براش سوخت ولی نمی گم چی کارش کردم چون دست بعضی ها نباید اطلاعات داد. این کلیپ رو به هر دوشون تقدیم می کنم. یار دبستانی من

و در آخر یاد آرش معلم انشا که رفت آمریکا ، علیرضا معلم ریاضی که از اون کامپیوتری هاست
و شیخ محمود آخر معلم ادبیات های دنیا افتادم:



دوستان ، دوستان شرح پریشانی من گوش کنید ؛ قصه بی سر وسامانی من گوش کنید
شرح این آتش جانسوز نهفتن تا کی ؛ سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی
رو زگاری من ودل ساکن کویی بودیم ؛ تابع خوی بت عربده جویی بودیم
دل ودین باخته دیوانه رویی بودیم ؛ بسته سلسله سلسله مویی بودیم
کس درین قافله غیر از من و دل بند نبود ؛ یک گرفتار از این جمله که هستند نبود

...............
اینم یه آهنگ برای همه اونهایی که دوستشون داشتم ، دارم و امید وارم که داشته باشم.

کسی مثل تو نبود کسی مثل تو نشد
  

نویسنده : کتکله ; ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳۸٢