خدمت به بشريت

در راستای خدمت به بشریت به تازگی فعالیت بسیاری کرده ام که چند نمونه را بیان می کنم :
اول : به مدت دو هفته هر روز برای م.انگولی از اصغر صنفی ژتون گرفتم.
دوم : جزوه هام رو کپی میکنم و هر روز کپی رو میارم تا یه روز بیان بگیرن!!
سوم: ساعت ده و نیم شب تابع اسمبلی مینویسم میفرستم برای بروبچ (جلسه خدمات بعد از فرستادن ساعت یازده همان شب برگزار شد.)
........... که البته از این قبیل بسیار است.
حالا یه اردو رامسر رو به خاطر قرار جمعه نمیرم .ببین چی پشت سر و جلوی آدم میگن...
اما دو لطف بزرگ در حق نسل های بعدی هست که اولیش اخذ حال جماعتی دهاتی و حبس حالشان در یک قوطی سر بسته به همراه یک خرمگس است. چرا که این جماعت ما را اغفال نموده و روابط حسنه ما با دیگران را تیره کردند. که البته این حملات به صورت هماهنگ و گاز انبری خواهد بود و به همگان پیشنهاد اعلام براعت لز دهاتیان را میدهیم. والسلام علی من التبع الهدی ...
و اما لطف دوم که عمراً از این لطف ها بکنیم و آن جمع کردن این وبلاگ است . به تازگی متوجه شدم عده ای به وبلاگ سر میزنند مطلب را میخوانند ولی پیام نمی گذارند و به این وسیله فهمیدم پیام گذاشتن روی این وبلاگ شامل مالیات می شود . پس از همه کسانی در اینجا پیام گذاشته اند به جز آن سیاوش و سودا که دیگر این طرف ها نمی آیند در خواست می کنم خودشون برن یه پولی به یه جایی واریز کنند.

منتظر قصه رانندگی کتکله و امیرخانی باشین ولی بعد از حملات ضد دهاتیسم. قصه ای دور از دسترس جاسوسان این وری و اون وری
  
نویسنده : کتکله ; ساعت ٥:٥٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳۸٢