لوند و دلبرانه!

سلام براي اولين متن بعد از عيد چند تامتن كوتاه در نظر گرفتم كه بدك نيستند :

هميشه دلم تو رو مي خواد ، از اينكه كسي بهت نگاه كنه ديوونه ميشم ، همه مي خوان تو رو از دستم در بيارن ، خب چي كار ميشه كرد اطلس طلايي ديگه !

وقتي خواستم زندگي رو شروع كنم راهم رو بستند. وقتي خواستم به راه عشق برم گفتن گناهه! وقتي به راستي سخن گفتم ، گفتن دروغه! وقتي به ستايش رو آوردم گفتن خرافاته! وقتي گريه كردم گفتن كودكانه است ! خنديدم گفتن خلي! حالا كه هيچي نمي گم مي گن عاشق شدم!

گفتم دوست دارم ، گفتي خفه شو! گفتم عاشقتم ، گفتي خفه شو! گفتم دلم برات تنگ ميشه ، گفتي خفه شو! گفتم مي خوام باهات ازدواج كنم ، گفتي جدي ميگي؟ گفتم خفه شو !

امروز تو ايستگاه مترو يه دختره به جاي كارت مترو دفترچه تلفن جيبي گذاشت رو دستگاه كلي خنديديم!(من رو ديد حالش بد شد هول كرد)

يه روز يه بچه تركي به باباش ميگه : بابا براي چي ميگن ما خليم؟ باباهه ميگه برو يه سطل بيار تا بهت بگم.بچه يه سطل مياره و باباهه سطل رو بر عكس ميكنه و چند تا ميزنه به تهش.بچه ميگه بابا دارن در ميزنن! باباهه ميگه ديدي واسه همين ميگن خليم! حالا برو سطل رو بزار سر جاش بعد هم اون در رو واكن ببين كيه در ميزنه!!


هر چي به برنامه روزانه ام نگاه مي كنم ميبينم روزي سه چهار ساعت كم دارم! كلي درس جديد كه بلد نيستم ، يه سايت درباره قطعات الكترونيكي كه بايد بسازم ، يه پروژه وب كه اگه درست بشه كلي كار ميريزه رو سرم! به اين ها 2500 متر شنا در روزهاي زوج رو هم اضافه كنيد همه اين ها به درك معلوم چه غلطي كردم كه مچ دستم به كل تعطيل شده و به زور پماد و مچ بند عين آدم ميشم.(موس رو هم به زور مي گيرم تو دستم واسه همين فعلا زياد نمي تونم بهتون سر بزنم)

در ضمن اگه كارم درست بشه يه وبلاگ با عنوان " لوند و دلبرانه " دارم ميزنم كه از اين به بعد اونجا مي نويسم! مي تونيد آهنگش رو اينجا گوش كنيد
لوند و دلبرانه       دلبر شيرين

راستي يه روز سه تا ميمون بودن : اولي داشت از درخت بالا مي رفت ، دومي داشت نارگيل مي خورد ، سومي هم داشت اين وبلاگ رو مي خوند!

 

  
نویسنده : کتکله ; ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ فروردین ،۱۳۸۳