بازگشت کتکله!!

خب بالاخره از ننوشتن خسته شدم و اومدم يه چيزی بنويسم اما نميدونم چی!
اين مدت که نبودم به اين خاطر بود که يه مدت داشتم شبکه می خوندم و امتحان داشتم .
بعدش يه کامپيوتر آوردن خونمون گفتن خرابه و ببين چشه !01.gif اومدم قطعات خودم رو گذاشتم روی اون که يه دفعه ديدم کامپيوتر خودم هم داره رندم بوق ميزنه هر بار يه چيز يه بار گرافيک يه بار رم ... اون يکی هم که اصلن تعطيل بود... خلاصه دو هفته ای الاف شدم و بدون کامپيوتر بودم حالا تو اين مدت از کجا کانکت ميشدم ديگه بماند .اما بعدش هم که کارم درست شد ديگه حال وبلاگ نوشتن نداشتم....
از همه اين ها که بگذريم من بعضی وقتها با بچه های دانشگاه می رم دربند ولی این ترم سه تا استاد دارم که هر هفته تمرین میدن و باید حل کنم .به قول بچه ها نه تنها باید قرارهای کوه رو تعطیل کنم و کرکره رو بکشم پایین بلکه باید درش رو هم پلمب کنم

/ 0 نظر / 18 بازدید